برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
سرم خیلی شلوغ بود و باید به رسالهام سامان میدادم که تا حدودی موفق هم شدم. این وسط فوتبال هم رفتیم. شلوغ بود.چهارده نفر شدیم و هر تیم دو نفر ذخیره داشت. من هم ذخیره بودم و به مرور شدم بازیکن اصلی. ده چهار برنده شدیم و پنج گلش را من زدم. خیلی خوش گذشت. رسیدم خونه دیدم ای داد گاز قطعه، و آب گرم که ندارم هیچ، غذا هم نمیتوانم درست کنم.
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
هوا امروز گویا گرمتر شده است. حال خودم نیمه شب خوب شد و امروز رو حساب اینکه حالم خوب بود خیلی بهم خوش گذشت. روز بعد بهبودی همیشه برایم جذاب است. انگار بار درد از روی دوشت برداشته شده است. شاید فردای مرگ هم همین لذت را داشته باشد. الله اعلم.
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
تمام نویسندگانی که من میشناسم و هم نسل من هستند و بودند به فضای مجازی باختهاند. گمان این بود که این فضا ایشان را یاری میدهد برای دیدن شدن و ... اما در نهایت در این فضا غرق شدند و محو شدند. برو کشتی نوحت را پیدا کن ای اسیر طوفان. طوفان نوح امروز فضای مجازی است، ای اسیر این فضا شده ... چیزی از آن در نخواهد آمد. کشتی نوح تو کجاست؟
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی